شعر دل بده_شعر زیبای عاشقانه

دل بده تا اسمِ من هم مثلِ تو دلدار باشد

عاشقی کن تا دلم از عشق تو سرشار باشد

 

راز خود را بر ملا کن تا بگویم راز خود را

بیش از این مگذار دیگر ، بین ما دیوار باشد

 

مهربانی کن، محبت رازِ استحکامِ عشق است

می شود دنیا گلستان عشق اگر معمار باشد

 

دل بده تا هر دو با هم، دل به عشقِ هم سپاریم

عشق وقتی می شود زیبا که بی اصرار باشد

 

عاشق و معشوق باید هر دو دل بر هم سپارند

غیر از این باشد بدان که غصه و آزار باشد

 

با ندیدن گرچه عشقی رو به خاموشی نرفته

رسم عشق این است گاهی بین ما دیدار باشد

 

عشق یعنی استجابت،ساحل امن سعادت

پس بگو در قایق ما عشق سکاندار باشد

 

 

شعر زیبای یک نفر+شعر جدید معاصر

یک نفر دارد مرا هر دَم هوایی می کند

عاشقم کرده ولی بی اعتنایی می کند

 

بی وفا با اینکه می داند دلم درگیر اوست

مثل یک بیگانه او از من جدایی می کند

 

دل به سودای کسی جز او نمی گوید سخن

در دلِ من او فقط فرمانروایی می کند

 

آرزو کردم بماند ،در کنار من نماند

من نمی دانم چرا او بی وفایی می کند

 

باوجود اینکه می آزارد این دل را ولی

دل مرا همواره سمتش رهنمایی می کند

 

چند روزی می شود از او ندارم یک خبر

غم درون سینه ام زور آزمایی می کند

 

شب که  آید دلم آرام می گیرد کمی

شب مرا در گیرِ حسی ماورایی می کند

 

آسمان هم صحبت ماه است و می خندد ولی

ماه من پس ای خدا کی رونمایی می کند?

 

اهل کجایی؟شعر بسیار زیبا و جدید استاد غمخوار

 

خوش صورت و خوش قامت و خوش آب و هوایی

خوش خنده و با معرفتی، اهل کجایی؟

با دیدن لبخند تو هوش از سرِ من رفت

آن طرز نگاهِ تو مرا کرده هوایی

تأثیرِ نگاهِ تو و چشمانِ تو بوده

اکنون تو اگر در دلِ دیوانه ی مایی

تا دید تورا این دلِ دیوانه به ما گفت

تو نیمه ی گم گشته ی پنهانی مایی

با بودنِ روی تو چه حاجت به طبیب است

بر زخم ِ دلِ من تو خودت مثل شفایی

لبخندِ تو آرامش این قلبِ مریض است

تو جلوه‌ای از قدرت زیبای خدایی

حقّا که به افتادن ِ در دام نگاهت

چیزی نتوان گفت به جز عشق و رهایی

 

شعر زیبای سعید غمخوار به اسم عشق یک طرفه

 

حرفی که می‌خواهم بگویم سخت ودشوار است

دیگر نمی‌بینی مرا ، این آخرین بار است

لاأقل به من که یک زمانی عاشقت بودم

این جمله یعنی دل تو را در حال انکار است

با اینکه دل تنگِ نگاهت می‌شوم امّا

رفتن برای من بدان که بهترین کار است

وقتی که من دست تورا هر گز نمی‌گیرم

وقتی که جاده در حقیقت مثل دیوار است

دیگر چه دارد؟ زندگی با خاطراتی که

هر شب مرورش باعث رنج است و آزار است

شاید نفهمی حرف ِ امروز مرا امّا

گاهی نماندن هم خودش مانند ایثار است

شاید بگویی عشق یعنی عاشقی تا مرگ

امّا نه عشقی که فقط از روی اصرار است

می‌آید آن روزی که دل تنگِ کسی باشی

آن وقت می‌فهمی که دلتنگی چه دشوار است

 

سخت است _اشعار جدید سعیدغمخوار

 

سخت است«عزیزی»را بخواهی بی‌خبر باشد

در فکرِ خود دنبال ِ امّا و اگر باشد

با هر که می‌خواهی بگویی حرف قلبت را

در پیش ِ او تنها سلامی مختصر باشد

سخت است  از شرم و خجالت حرف قلبت را

هر گونه می‌خواهی بگویی بی ثمر باشد

سخت است خود سنگ صبور قلب خود باشی

سهمت از این دنیا فقط چشمان ِ تر باشد

عمری بسوزی در فرافش مثل پروانه

 دنیا  بفهمد او نفهمد، بی خبر  باشد

بد ساختند دنیای ما را راست می‌گفتند

دنیا چرا  باید چنین نامعتبر باشد !

ای کاش می‌شد حرف خود را با نگاهی گفت

ای کاش می‌شد سهم من آن یک نفر باشد